كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1048

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

پيمان كرده‌ايم كه روى از متابعت او نگردانيم . نظم ما سر از عهد شهنشاه جهان كى پيچيم * برهمانيم كه بوديم و همان خواهد بود و از شما غريب است كه از سخن و صواب ديد ولىنعمت تجاوز نماييد و در واقعه‌اى چنين ، رقم كفران نعمت بر صفحهء حال خود كشيده و نقش اين عار بر بياض و سواد ليل و نهار به تمادى روزگار ماند . اگر نادانى بر امثال اين حركات اقدام نمودى شما كه اعقل النّاسيد بايستى كه او را منع فرموديد . زنهار كه با ناراستان همداستان مباشيد و چهرهء عهد قديم را به ناخن بىوفايى مخراشيد و نامه را مهر كرده مصحوب ايوك چوره فرستادند و چون نامه به امرا رسيد و مضمون معلوم شد از كرده پشيمان گشتند . امّا چون اختيار از دست رفته بود ، فايده نداد . مصرع الآن قد ندمت و ما ينفع النّدم ذكر آمدن امير برندق از تاشكنت و آوردن مكاتيب در اثناى آن‌كه شاهزادگان و حضرات عاليات و امرا به آق سولات فرود آمدند ، امير برندق بن امير جهانشاه از طرف تاشكنت رسيد و مراسم سوگوارى و گريه و زارى به جاى آورده با امير شيخ نور الدين و امير شاهملك در خلوتى درآمدند و مكاتيب امير خداى داد و امير شمس الدين در ميان آورده مضمون سخن آن‌كه ما اين كار براى صلح ملك و ملّت كرده‌ايم . چه واقعه‌اى هولناك بود . ترسيديم كه فتنه‌اى روى نمايد كه در آيينهء خيال نبوده باشد و خواستيم كه سرى پيدا شود تا كسى را مجال گردنكشى نماند و سلطنت درين خاندان بپايد و جهان به هم برنيايد . مصرع صلاح كار جهان را درين گمان برديم و گمان آن بود كه شما نيز با اين مصلحت موافق باشيد . اكنون كه وصيّت